fri(end)s

-----------------
☆PART:4★
--------------------------------------------------------------
-فلش بک به ۱۵ آگوست سال۲۰۱۷-
-سئول_کره جنوبی-
'دختر با کلافگی وارد حیاط مدرسه شد...
'به ساختمان مدرسه خیره شد...
+یه سال کوفتیِ دیگه(کلافه)
+هوفف،سال دوم دبیرستانمه،امیدوارم حداقل دوستی پیدا کنم(تو ذهنش)
_بکش کنار(سرد)
'دختر به سمت پسر برگشت و خواست فحشی نسارش کند که با دیدن چهره‌ی پسر حرفش را خورد...
+جونگکوکا!(شوکه)
_کارینا!(شوکه)
+واییی،چقدر بزرگ شدی...
+آخرین باری که دیدمت پارسال سال اول دبیرستانمون بودیم...
_عاا،اره،بعد از اینکه از بوسان رفتم و به سئول اومدم دیگه ندیدمت
+هیکلی شدی ها(خنده)
_چی فکر کردی خیلی تلاش کردم این بدنو بسازم(خنده)
_تو چرا اومدی سئول مگه بوسان نموندی؟
+ریاست شعبه سئول شرکتمون به پدرم واگذار شد،برای همین اومدیم سئول...
_عاا،خوبه...دلم برات تنگ شده بود کوچولو(لبخند)
+منم همینطور(لبخند)
_بیا بریم
'هردو باهم به سمت ساختمان مدرسه رفتن
_راستی تو کدوم کلاسی؟
+کلاس b1
_منم همین کلاسم!
'با هم به سمت طبقه دوم و بعد کلاسشون رفتن...
×جونگکوک شی
_جیمین،چطوری؟
×خوبم...عاا،این کیه(لبخند شیطون)
_خفه شو(آروم)
_دوستمه،تازه اومده سئول
+سلام،کیم کارینا هستم(لبخند)
×منم پارک جیمینم(لبخند)
_بیا بریم پیش من بشین
×اوووو
_(چشم غره)
'هردو روی نیمکت آخر سمت پنجره نشستند...
-فلش فوروارد به سال۲۰۱۸-
'همگی در فرودگاه جمع شده بودند،کارینا،جیمین،تهیونگ،سنا،جنا و سومین...
و جونگکوک آنطرف شیشه وایستاده بود...
_بچه ها،قول میدم زودی برمیگردم(بغض)
+مواظب خودت باش
×اونجا هوا سرده...
÷پس لباسای گرم بپوش
^خوب غذا بخور
~زود برگرد
_قول میدم(لبخند)
'کم کم از دوستانَش دل کند و به سمت وروری گیت رفت...
'برای بار آخر دستش را به نشانه‌ی خداحافظی تکان داد و از دید دوستانش محو شد...
-فلش فوروارد به سال۲۰۲۵-
'صدای تیر اندازی همه‌ی عمارت کیم را در بر گرفته بود،کیم کارینا در کنار برادرش در حال مبارزه با دشمنان یورش برده به عمارت بودند،ناگهان...
+اوپااا(داد)
'صدای تیر اندازی متوقف شد،آنها به هدفشان رسیده بودند،پس عقب نشینی کردند...
+او...اوپا(شوکه)
+نه،نه،نه،این امکان نداره،تهیونگا پاشو،بگو،بگو چیزی نیست،...بگو چیزی نیست و خوبم...(گریه)
'در آن لحظه دختر هیچ چیز نمیشنید جز توهم صدای برادرش...
~من هیچ وقت ترکت نمیکنم،توی قلبت کنارتم،توهم قول بده همیشه توی قلبت نگهم داری(لبخند)
-فلش فوروارد به زمان حال_زمستان سال۲۰۲۶-
'بر سر مزار برادرش ایستاده بود...
'اشک نمیریخت،چون دیگر اشکی نمانده بود که برایش نریزد...
+اوپا،امشب بعد از کلی سختی جانشین بابا شدم
+و امشب جونگکوک بالاخره برگشت،قولشو شکست ولی نتونستم نبخشمش،چون من به تو قول دادم که میبخشمش(لبخند)
+یکسال از مرگت میگذره،ولی تو هنوز توی قلبم زنده ای داداشی...
+هوفف،جونگکوک خبر نداره،اگه...اگه بفهمه،نابود میشه...
+همه کلی سختی کشیدن تا توی این یکسال جونگکوک قضیه رو نفهمه،ولی خب ماه همیشه پشت ابر نمیمونه،باید قبل از اینکه خودش بفهمه،بهش بگم...
-ادامه دارد...-
--------------------------------------------------------------
=برای پارت بعد،6لایک=
--------------------------------------------------------------
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی #تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس #دوشاتی #کیپاپ
#KEEP‌_SWIMMING
دیدگاه ها (۳)

fri(end)s

fri(end)s

fri(end)s

fri(end)s

-----------------------------------the marriage of shadows--...

fri(end)s

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط